تبليغاتX
منتظران مهدی(عج)

منتظران مهدی(عج)

بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت!...

روزی خواهد آمد               روزی خواهد آمد

            و پیامی خواهد آورد            در رگ ها نور خواهد ریخت

و صدا در خواهد داد:

ای سبد هاتان پرخواب!

سیب آوردم

سیب سرخ خورشید

مانده ایم که کدامین لحظه می آیی و کدامین روز، سروها و سپيدار ها در راستای قامتت خم گشته اند. آخر،مگر هستی طفیل تو نیست، مگر عالم برای تو نیامده؟من می دانم که آن روز دیر نیست شاید که همین جمعه باشد

نوشته شده در 86/07/14ساعت 21:35 توسط مرتضی ولي نژاد| |
واقعیت این است که برخی از یاران امام عصر(ع) در فرا رسیدن هنگامه ی ظهور او و قیام آن گرامی، خود وارد مکه می گردند وبه جست وجوی یار می پردازند. در جست وجوی آنان از آن گرامی است که مردی از طرف امام عصر(ع) نزد آنان می آید و از شمار آنان جویا می شود که آنان می گویند:«ما حدود ۴۰نفر هستیم.»

فرستاده ی ویژه ی امام مهدی(ع) از آنان می پرسد: اگر شما آن حضرت را ببینید چگونه خواهید بود؟

پاسخ می دهند:بخدای سوگند! اگر به ما فرمان دهد برضدکوهها پیکار نماییم به همراه او چنین خواهیم نمود.

و با این سخن عمیق، اعتقادشان به امام مهدی(ع) و آمادگی کامل خویش برای فدا کاری در راه اجرای دستورات او را به نمایش می نهند.

آنگاه فرستاده ی ویژه ی امام شب آینده بسوی همان گروه می شتابد و می گوید:«ده نفراز شایستگان خویش رابرگزینید.»

آنان بر می گزینند و او آنان رابرای دیدار آن گرامی می برد و در شب دیگر به بقیه فرصت می دهد تا بصورت آشکار با آن حضرت دیدار کنند.

و سرنجام آن ۳۱۳نفر بر گرد وجود مبارک آن خورشید جهان افروز در مکه یا اطراف آن گرد می آیند و آنگاه که روز ۲۵ ماه ذیحجه از راه می رسد امام مهدی(ع) بزرگمردی بنام«نفس زکیه»رابسوی مردم مکه می فرستد و آنان او را میان رکن و مقام سرمی برند و سرش را بسوی «سفیانی» در شام گسیل می دارند.

پس از این رخداد است که حضرت مهدی(ع) در روز عاشورا در مسجد الحرام حاضر می شود و درمقام ابراهیم نماز می گذارد و در حالی که یارانش پروانه وار بر گرد او می چرخند نخستین خطابه ی جهانی و جاودانه ی خویش را آغاز می کند.

نوشته شده در 86/07/04ساعت 10:29 توسط مرتضی ولي نژاد| |
بالاترینمهندسدنبالهكلوبTwitterfaceBookDiggGoogleYahooDelicious